تازگی
هوالنور
نوری که روشن می کند دل های تیره و تاریک مارا.
بعد از مدت ها دوباره باید بگم سلام.
سلامی برای شروعی نو. با افکاری نو. با آگاهی نو. با قلبی نو و با روحی نو...
دقت کردین که همیشه شروع خوبه. شروعی تازه. انسان همواره داره سعی می کنه که خودش را از بند تکرار رها کنه پس می تونه بایسته و یه نگاه به اطرافش بکنه و بعد...
شروع کنه.
پس سلام به تازه شده ها
از بابت تاخيرم واقعا معذرت مي خوام:
چگونه ضمن حفظ هوشیاری میشه فعالیت ذهنی را متوقف كرد؟
چگونه میشه از تجربه دوگانۀ فرد و شیء به تجربۀ «من شیء رو درک میکنم» و حتي از اون هم فراتر به تجربۀ «خود» یعنی به تجربۀ «من» دست یافت؟
پاسخ این پرسش در خودش نهفته است. برای اینکه فرد بتونه خودش را پيدا كنه و دريابه و به عبارت دیگه «من» بتوانه «خود» رو درک کنه، آگاهی باید رفته رفته از اشتغال به اشیاء و موضوعات و هر آنچه غیر اونه، آزاد بشه.
درماندگی و تشویش را به بدست باد می سپارم تا او آن را با خود ببرد و به جایش برایم امید زندگی را به ارمغان می آورد.
چگونه ضمن حفظ هوشیاری میشه فعالیت ذهنی را متوقف كرد؟
چگونه میشه از تجربه دوگانۀ فرد و شیء به تجربۀ «من شیء رو درک میکنم» و حتي از اون هم فراتر به تجربۀ «خود» یعنی به تجربۀ «من» دست یافت؟
پاسخ این پرسش در خودش نهفته است. برای اینکه فرد بتونه خودش را پيدا كنه و دريابه و به عبارت دیگه «من» بتوانه «خود» رو درک کنه، آگاهی باید رفته رفته از اشتغال به اشیاء و موضوعات و هر آنچه غیر اونه، آزاد بشه.
منبع: نشریه علوم باطنی